واژه

ادبیات.شعر.مطالب گوناگون.سرگرمی.شعرهای فرزانه طاهری.مطالب دینی.مطالب علمی.دانلود کتاب.دانلودشعر.
اوج

+نوشته شده در پنج‌شنبه 08 خرداد 1393ساعت17:35توسط kalamat | ارسال نظر(0)
انتظار

درخلوت خودهنوز یادت هستم


برگردکه سخت بیقرارت هستم


بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست


بی حوصله ام درانتظارت هستم


عاشق نشدی تاکه بدانی دردم


من زنده به لبخندونگاهت هستم


گمنام ترین شاعراین شهرمنم


من عاجزگفتن به کلامت هستم


درشعرخودم نشدتو را وصف کنم


بی واژه ترین واژه ی نابت هستم


آیینه تو را بدید و برمن حق داد


فهمیدکه مجذوب جمالت هستم


ایکاش بهار شیشه ای از عطرش


می داد که تشنه ی بهارت هستم


آسان بودانتظار گر چو صیاد رسی


بینی که هنوز هم به دامت هستم


اشکم همه لبخند شود گر گویی


تا آخر عمر در کنارت هستم...



فرزانه طاهری

 

+نوشته شده در سه‌شنبه 06 خرداد 1393ساعت18:52توسط kalamat | ارسال نظر(0)
غارحراء

+نوشته شده در دوشنبه 05 خرداد 1393ساعت17:59توسط kalamat | ارسال نظر(0)
پروانه

+نوشته شده در دوشنبه 05 خرداد 1393ساعت17:46توسط kalamat | ارسال نظر(0)
اینجا دلی تنگ است

+نوشته شده در شنبه 03 خرداد 1393ساعت09:05توسط kalamat | ارسال نظر(0)
توجه توجه

توجه توجه

 

شهرهایی که تحت عنوان شعرهای من دراین وبلاگ گذاشته شده متعلق به

فرزانه طاهری می باشند

 

 

هرگونه کپی برداری ویا استفاده غیرمجاز ازاین شعرها تخلف وپیگردقانونی دارد.

 

+نوشته شده در شنبه 13 اردیبهشت 1393ساعت12:38توسط kalamat | ارسال نظر(1)
پیام تبریک سال نو

 سال نورابه تمام دوستان تبریک میگویم 

 

درسال جدید برایتان آرزوی تندرستی  پیروزی وشادمانی میکنم.

 

 

باز هم فصل بهاران می شود
سال نوکم کم نمایان می شود
عیدمن وقتی نباشی پیش من
مثل عیدسوگواران می شود
سنبلم پژمرده همچون روح من
سبزه عیدم پریشان می شود
ماهی تنگ بلورم توی آب
از نفس افتاده بیجان می شود
آینه مات است برچشمان من
ازغم من شمع گریان می شود
جام گلگون دلم آشفته حال
گرگرفته داغ وسوزان می شود
روزمیلادم رسیده بازهم
خانه ام خالی زیاران می شود
انتظارشادباش ازسوی تو
نیست درقلبی که ویران می شود
دل بریدن ازهمه امیدها
درنبودت سخت آسان می شود
مثل هرسال دگراین سال هم
بی توعیدم طی به هجران می شود
فرزانه

 

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 اسفند 1392ساعت18:09توسط kalamat | ارسال نظر(1)
دوبیتی زیبا از فرزانه

گفتی که شوی یارمنو راست نگفتی
گفتم چه شود عاقبت کار؟ نگفتی
آنشب که به نیتش گرفتم فالی
حافظ توچرا ؟پس توچراراست نگفتی؟
شعرفرزانه

 

امشب بیاکه کاسه ی صبرم شکسته است
زنگارغم به چهره ی زردم نشسته است
بااین شراب ها که مستم نمی کنند
ساقی زبسکه باده به من دادخسته است

شعرفرزانه

 

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392ساعت17:37توسط kalamat | ارسال نظر(0)
شعرمرا پرترانه کن

امشب بیاوشعرمراپرترانه کن

گل واژه ای بیاروغزل عاشقانه کن

دربزم شعروادب نیست جای من

برمن مگیرخرده وکمتربهانه کن

گیرم تمام قافیه هایم غریب است

ازعشق مثنوی بسازوبسویم روانه کن

شعرترم که پرازسوزودرداست

مصداق گریه واشک شبانه کن

این شعررابه قالب قلبم سروده ام

کمتربه وزن وعروضش نشانه کن

احساس رابه جناس وردیف نتوان گفت

کمتربه شعرمن بخندوجنونم فسانه کن

اکنون که شعرمراپاره میکنی

درآب جویباربریزوروانه کن..

                                           شعر فرزانه

+نوشته شده در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392ساعت17:27توسط kalamat | ارسال نظر(0)
قلب

 

 

 

خوب نگاه کن ..


این همانست که میشکندهرروز بدست  نامردان !!

+نوشته شده در دوشنبه 18 آذر 1392ساعت09:06توسط kalamat | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران